{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
آزمایشگاهی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
in vitro
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Laboratory
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
experimental
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
Laboratorial
۰
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
experimental
معنی آزمایشگاهی, معنی آزمایشگاهی, معنی آxkاda;اid, معنی اصطلاح آزمایشگاهی, معادل آزمایشگاهی, آزمایشگاهی چی میشه؟, آزمایشگاهی یعنی چی؟, آزمایشگاهی synonym, آزمایشگاهی definition,
معنی care
,
ترجمه care
به فارسی,
معنی اعطا، موهبت
,
ترجمه اعطا، موهبت
به انگلیسی,
معنی ترتیب، سلسله وقایع توالی، حیله جنگی، حیله، تله فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن قطار، دنباله، دم، ازار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم ور
,
معنی mass transfer
,
ترجمه mass transfer
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی