{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
watch
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
مراقبت کردن
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
نگهبانی دادن
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
پائیدن
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مدت کشیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مواظب بودن
۲
۱
[General]
[... عمومی ...]
پاس
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دیده بانی کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ناظر بودن
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
نظاره کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[تاریخ]
ساعت
معنی watch, معنی صشفرات, معنی watch, معنی اصطلاح watch, معادل watch, watch چی میشه؟, watch یعنی چی؟, watch synonym, watch definition,
معنی ترموپلاستیک الاستومر
,
ترجمه ترموپلاستیک الاستومر
به انگلیسی,
معنی کنترل حریق
,
ترجمه کنترل حریق
به انگلیسی,
معنی porous media
,
ترجمه porous media
به فارسی,
معنی This account is private
,
ترجمه This account is private
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی