{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
watch
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
مراقبت کردن
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
نگهبانی دادن
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
پائیدن
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مدت کشیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مواظب بودن
۲
۱
[General]
[... عمومی ...]
پاس
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
نظاره کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ناظر بودن
۰
۰
[توسط مترجم]
[تاریخ]
ساعت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دیده بانی کردن
معنی watch, معنی صشفرات, معنی watch, معنی اصطلاح watch, معادل watch, watch چی میشه؟, watch یعنی چی؟, watch synonym, watch definition,
معنی شبکه عصبی
,
ترجمه شبکه عصبی
به انگلیسی,
معنی شکل ها
,
ترجمه شکل ها
به انگلیسی,
معنی stabilized
,
ترجمه stabilized
به فارسی,
معنی عملگرهای ریاضی
,
ترجمه عملگرهای ریاضی
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی