{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
verify
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تایید کردن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تایید
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
راستی آزمایی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازبینی
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تحقيق كردن،(بررسی کردن)
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درستیسنجی؛ بازرسی؛ تصدیق
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تاییدکردن، تصدیق کردن
۰
۰
[LinuxDic]
[... عمومی ...]
وارسی کردن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
درباره ی صحت چیزی تحقیق کردن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
prove to be true; confirm
معنی verify, معنی ذثقهبغ, معنی verify, معنی اصطلاح verify, معادل verify, verify چی میشه؟, verify یعنی چی؟, verify synonym, verify definition,
معنی dysfunction
,
ترجمه dysfunction
به فارسی,
معنی میدان پتانسیل مصنوعی
,
ترجمه میدان پتانسیل مصنوعی
به انگلیسی,
معنی به صورت زیر
,
ترجمه به صورت زیر
به انگلیسی,
معنی شکل پر، دارای برگ در دو سوی برگدم
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی