{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
typical
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۴
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرسوم
۹
۶
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
نمونۀ بارز، نمونه، معمول، متداول
۱۷
۱۵
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معمولی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معمولی- معمول
۳
۳
[General]
[... عمومی ...]
نوعی
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمونه، نمادین، ویژه، مخصوص، خاص
۲
۳
[504words]
[... عمومی ...]
نمونه ، معمولی
۰
۳
[504words]
[... عمومی ...]
usual; of a kind
معنی typical, معنی فغحهرشک, معنی typical, معنی اصطلاح typical, معادل typical, typical چی میشه؟, typical یعنی چی؟, typical synonym, typical definition,
معنی any
,
ترجمه any
به فارسی,
معنی Recall, ياد
,
معنی relative stability
,
ترجمه relative stability
به فارسی,
معنی پارچهء قنداق، گل و بوتهدارکردن، گل و بوته کشیدن کهنهء بچه را عوض کردن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی