{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tributary
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
انشعابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انشعاب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قومی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شاخه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ذمی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خراجگزار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شاخابه
معنی tributary, معنی فقهدعفشقغ, معنی tributary, معنی اصطلاح tributary, معادل tributary, tributary چی میشه؟, tributary یعنی چی؟, tributary synonym, tributary definition,
معنی shedding
,
ترجمه shedding
به فارسی,
معنی stop
,
ترجمه stop
به فارسی,
معنی دادن، فاش شدن، رخنهکردن، فراتراویدن رویدادن، بیرون امدن، نشرکردن، نفوذ کردن، بخار پس ,
,
ترجمه دادن، فاش شدن، رخنهکردن، فراتراویدن رویدادن، بیرون امدن، نشرکردن، نفوذ کردن، بخار پس ,
به انگلیسی,
معنی زبان انگلیسی رایج درانگلستان
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی