{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tray
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[General]
[... عمومی ...]
سینی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سینی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تری
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
طبله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سینی - طبق
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مجمعه
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جعبه/ سینی
معنی tray, معنی فقشغ, معنی tray, معنی اصطلاح tray, معادل tray, tray چی میشه؟, tray یعنی چی؟, tray synonym, tray definition,
معنی convex; گوژ، محدب
,
معنی بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومندکردن، اماده , ضربه شدید، اظهارنظر شدیدوتند، حلقه، کمربند بستن کردن، محکم کردن
,
معنی 法定代表人
,
معنی quail
,
ترجمه quail
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی