{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
transplant
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پیوند
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
کاشت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فرا کاشتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پیوند زدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نشاء زدن
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
پيوند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشاءزدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نشا کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پیوند کردن
۰
۱
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
پیوند عضو
معنی transplant, معنی فقشئسحکشئف, معنی transplant, معنی اصطلاح transplant, معادل transplant, transplant چی میشه؟, transplant یعنی چی؟, transplant synonym, transplant definition,
معنی snowbush
,
ترجمه snowbush
به فارسی,
معنی Privileged Attack Vector
,
ترجمه Privileged Attack Vector
به فارسی,
معنی وابسته بهسخن چینی یا شایعات
,
ترجمه وابسته بهسخن چینی یا شایعات
به انگلیسی,
معنی تغییر کردن، تغییر داد
,
ترجمه تغییر کردن، تغییر داد
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی