{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
transmissible
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قابل سرایت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فرافرستادنی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قابلیت سرایت، مسری بودن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
انتقال پذیر
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قابل سرایت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فرستادنی
معنی transmissible, معنی فقشئسوهسسهدکث, معنی transmissible, معنی اصطلاح transmissible, معادل transmissible, transmissible چی میشه؟, transmissible یعنی چی؟, transmissible synonym, transmissible definition,
معنی grant in aid
,
ترجمه grant in aid
به فارسی,
معنی adolescence
,
ترجمه adolescence
به فارسی,
معنی گراییدن، متحد کردن، در مجاورت بودن متصل کردن، پیوستن، پیوند زدن، ازدواج کردن
,
ترجمه گراییدن، متحد کردن، در مجاورت بودن متصل کردن، پیوستن، پیوند زدن، ازدواج کردن
به انگلیسی,
معنی social responsbility
,
ترجمه social responsbility
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی