{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
throughput
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
توان عملیاتی
۱۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشتی ]
توان عملیاتی
۱۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
توان عملیاتی
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
توان عملیاتی
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
توان عملیاتی
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
توان عملیاتی
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی معدن ]
ظرفیت خروجی
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
گذردهی
۳
۲
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
توان
۲
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راندمان
معنی throughput, معنی فاتقخعلاتحعف, معنی throughput, معنی اصطلاح throughput, معادل throughput, throughput چی میشه؟, throughput یعنی چی؟, throughput synonym, throughput definition,
معنی Monetary and Fiscal Policy
,
ترجمه Monetary and Fiscal Policy
به فارسی,
معنی hyperinflation; پرهوايى
,
معنی داد وبیداد، زدوخوردهمگانی
,
ترجمه داد وبیداد، زدوخوردهمگانی
به انگلیسی,
معنی بدون سیمایاجنبه بخصوص
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی