{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tattooing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خال کوبی
معنی tattooing, معنی فشففخخهئل, معنی tattooing, معنی اصطلاح tattooing, معادل tattooing, tattooing چی میشه؟, tattooing یعنی چی؟, tattooing synonym, tattooing definition,
معنی ember
,
ترجمه ember
به فارسی,
معنی wriggling
,
ترجمه wriggling
به فارسی,
معنی شهرستانی کردن، تبدیل باستان کردن
,
ترجمه شهرستانی کردن، تبدیل باستان کردن
به انگلیسی,
معنی خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن) سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)
,
ترجمه خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن) سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی