{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tarantula
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
رتیل
معنی tarantula, معنی فشقشئفعکش, معنی tarantula, معنی اصطلاح tarantula, معادل tarantula, tarantula چی میشه؟, tarantula یعنی چی؟, tarantula synonym, tarantula definition,
معنی dual problem
,
ترجمه dual problem
به فارسی,
معنی long-er
,
معنی موتورهای مغناطیس دایم جریان مستقیم
,
ترجمه موتورهای مغناطیس دایم جریان مستقیم
به انگلیسی,
معنی خون الودکردن، خون جاریکردن، خونکسی را بجوش اوردن خون، خوی، مزاج، نسبت، خویشاوندی، نژاد، (مج.) نیرو عصبانی کردن
,
ترجمه خون الودکردن، خون جاریکردن، خونکسی را بجوش اوردن خون، خوی، مزاج، نسبت، خویشاوندی، نژاد، (مج.) نیرو عصبانی کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی