{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
systematic
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سیستماتیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظام مند
۱
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
اصولی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ترتیبی
۰
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
منظم سازمان یافته
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
کلی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حساسیت زدایی تدریجی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اصولی، قاعده دار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جامع
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظام
معنی systematic, معنی سغسفثوشفهر, معنی systematic, معنی اصطلاح systematic, معادل systematic, systematic چی میشه؟, systematic یعنی چی؟, systematic synonym, systematic definition,
معنی salt lake
,
معنی warbling
,
ترجمه warbling
به فارسی,
معنی دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن
,
ترجمه دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن
به انگلیسی,
معنی در جعبه گذاردن، در صندوق قرار دادن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی