{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
swing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوسان
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
تاب دادن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سوئینگ
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نوسان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوسان تاب خوردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سویینگ
۰
۰
[توسط مترجم]
[فیزیوتراپی ]
یکی از دو فاز اصلی راه رفتن؛ وقتی که پا با زمین تماس ندارد، در هوا در حال حرکت به جلو است و طبیعتا، تحمل وزن ندارد.
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
چرخیدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
چرخش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوسان، الاکلنگ، اهتزاز، تاب، اونگ
معنی swing, معنی سصهئل, معنی swing, معنی اصطلاح swing, معادل swing, swing چی میشه؟, swing یعنی چی؟, swing synonym, swing definition,
معنی routing
,
ترجمه routing
به فارسی,
معنی Exposure
,
ترجمه Exposure
به فارسی,
معنی Free On Aircraft
,
ترجمه Free On Aircraft
به فارسی,
معنی ion dissociation
,
ترجمه ion dissociation
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی