{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
supervised
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
نظارت شده
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
نظارت شده
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
با ناظر
۰
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
تحت نظارت
۰
۰
[bbGeneral]
[... عمومی ...]
نظارت شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بانظارت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرپرستی شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
نظارتشده
معنی supervised, معنی سعحثقذهسثی, معنی supervised, معنی اصطلاح supervised, معادل supervised, supervised چی میشه؟, supervised یعنی چی؟, supervised synonym, supervised definition,
معنی cooker
,
ترجمه cooker
به فارسی,
معنی empress
,
ترجمه empress
به فارسی,
معنی steel-elastic concrete composite structure
,
ترجمه steel-elastic concrete composite structure
به فارسی,
معنی سند
,
ترجمه سند
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی