{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
supervise
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحت نظارت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مباشرت کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
برنگری کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راهنمایی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازرسی کردن
معنی supervise, معنی سعحثقذهسث, معنی supervise, معنی اصطلاح supervise, معادل supervise, supervise چی میشه؟, supervise یعنی چی؟, supervise synonym, supervise definition,
معنی thermoplastic
,
ترجمه thermoplastic
به فارسی,
معنی موزه جواهرات
,
معنی Aristotle
,
ترجمه Aristotle
به انگلیسی,
معنی بطرف ساحل، درامتداد ساحل
,
ترجمه بطرف ساحل، درامتداد ساحل
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی