{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
supervise
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راهنمایی کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحت نظارت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مباشرت کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
برنگری کردن
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازرسی کردن
معنی supervise, معنی سعحثقذهسث, معنی supervise, معنی اصطلاح supervise, معادل supervise, supervise چی میشه؟, supervise یعنی چی؟, supervise synonym, supervise definition,
معنی evanescence
,
ترجمه evanescence
به فارسی,
معنی truss
,
ترجمه truss
به فارسی,
معنی انگشت
,
ترجمه انگشت
به انگلیسی,
معنی زن صفت کردن، بازنان امیختن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی