{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
stiffenj
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سفت شدن
معنی stiffenj, معنی سفهببثئن, معنی stiffenj, معنی اصطلاح stiffenj, معادل stiffenj, stiffenj چی میشه؟, stiffenj یعنی چی؟, stiffenj synonym, stiffenj definition,
معنی shadow
,
ترجمه shadow
به فارسی,
معنی zinc-coated
,
ترجمه zinc-coated
به فارسی,
معنی بحرکت واداشتن، تحریککردن، ازردن خراش سوزن، نقطه، زخم بقدر سرسوزن، جزء کوچک چیزی خلیدن، باچیز نوکتیز فروکردن، خراش دادن، با سیخونک , سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، الت ذکور، راست، شق هدف، منظور، نقطه نت موسیقی، چیزخراش دهنده(مثل نوک ,
,
ترجمه بحرکت واداشتن، تحریککردن، ازردن خراش سوزن، نقطه، زخم بقدر سرسوزن، جزء کوچک چیزی خلیدن، باچیز نوکتیز فروکردن، خراش دادن، با سیخونک , سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، الت ذکور، راست، شق هدف، منظور، نقطه نت موسیقی، چیزخراش دهنده(مثل نوک ,
به انگلیسی,
معنی financialisation
,
ترجمه financialisation
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی