{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
stall
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی هوافضا ]
واماندگی
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
واماندگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دکه
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
متوقفکردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سر دواندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غرفه کوچک، دکه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استال (واماندگی)
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بی نتیجه کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قصور ورزیدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توقف کردن، از حرکت ایستادن
معنی stall, معنی سفشکک, معنی stall, معنی اصطلاح stall, معادل stall, stall چی میشه؟, stall یعنی چی؟, stall synonym, stall definition,
معنی vocational school
,
ترجمه vocational school
به فارسی,
معنی شرایط
,
معنی semi-latticized
,
ترجمه semi-latticized
به فارسی,
معنی thinning
,
ترجمه thinning
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی