{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
stall
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
واماندگی
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی هوافضا ]
واماندگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دکه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
طفره رفتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بی نتیجه کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سر دواندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توقف کردن، از حرکت ایستادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قصور ورزیدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استال (واماندگی)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غرفه کوچک، دکه
معنی stall, معنی سفشکک, معنی stall, معنی اصطلاح stall, معادل stall, stall چی میشه؟, stall یعنی چی؟, stall synonym, stall definition,
معنی Gray and Williams measure
,
معنی equality law
,
ترجمه equality law
به فارسی,
معنی Ecology Letters
,
معنی گردو، گردکان، درخت گردو، چوب گردو، رنگ گردویی
,
ترجمه گردو، گردکان، درخت گردو، چوب گردو، رنگ گردویی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی