{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
spurt
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
1. [آب، خون و غیره] فَوَران، جهش؛ [آتش] زبانه کشیدن 2. شتاب، سرعت گرفتن؛ زورِ آخر 3. [احساسات، خشم و غیره] انفجار، فوران
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
جهش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازه ی زمانی
معنی spurt, معنی سحعقف, معنی spurt, معنی اصطلاح spurt, معادل spurt, spurt چی میشه؟, spurt یعنی چی؟, spurt synonym, spurt definition,
معنی unscientific
,
معنی ترسناک، شوم، مهیب، عبوس، بدقیافه، نهی کننده زننده، نفرت انگیز، دافع، ناخوانده، نامطبوع
,
ترجمه ترسناک، شوم، مهیب، عبوس، بدقیافه، نهی کننده زننده، نفرت انگیز، دافع، ناخوانده، نامطبوع
به انگلیسی,
معنی active transportation
,
معنی Debt load
,
ترجمه Debt load
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی