{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
spill
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به هدر دادن، ریخته شدن، شریدن، لبریز شدن، سررفتن، سرریز شدن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشتي
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ریزش
معنی spill, معنی سحهکک, معنی spill, معنی اصطلاح spill, معادل spill, spill چی میشه؟, spill یعنی چی؟, spill synonym, spill definition,
معنی belong to
,
ترجمه belong to
به فارسی,
معنی temporary
,
ترجمه temporary
به فارسی,
معنی pisiform
,
ترجمه pisiform
به فارسی,
معنی چارچوب فلز - آلی
,
ترجمه چارچوب فلز - آلی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی