{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
solder
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[دندانپزشکی ]
لحیم
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
لحیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لحیم کاری
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
لحیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
لحیم کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
لحیم کردن
معنی solder, معنی سخکیثق, معنی solder, معنی اصطلاح solder, معادل solder, solder چی میشه؟, solder یعنی چی؟, solder synonym, solder definition,
معنی Maxterm
,
ترجمه Maxterm
به انگلیسی,
معنی از زیر چیزی رابلند کردن، بلند شدن
,
ترجمه از زیر چیزی رابلند کردن، بلند شدن
به انگلیسی,
معنی Pardy
,
معنی when it rainsT it pours
,
ترجمه when it rainsT it pours
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی