{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
set
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مجموعه
۶
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
مجموعه
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تنظیم کردن
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
مجموعه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظریه تبادل اجتماعی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
غروب کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دست
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تعیین کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مقدار (یک) دادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
افول کردن
معنی set, معنی سثف, معنی set, معنی اصطلاح set, معادل set, set چی میشه؟, set یعنی چی؟, set synonym, set definition,
معنی striae; رگههاى پوستى
,
معنی مرور سیستماتیک پیشینه
,
ترجمه مرور سیستماتیک پیشینه
به انگلیسی,
معنی برآورد هزینه
,
ترجمه برآورد هزینه
به انگلیسی,
معنی glacial
,
ترجمه glacial
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی