{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی sensing در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۳ نپسندیدن۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سنسور
لایک۱ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
سنجش
لایک۱ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[کودک و نوجوان]
حسگری
لایک۱ نپسندیدن۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
دریافت ،( حس کردن)
لایک۱ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سنجش، احساس
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دریافت؛ احساس کردن؛ حس کردن یک نشانه
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
حسگری
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کنترل دریافت
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مشاهدات
لایک۰ نپسندیدن۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فوق حساس



معنی sensing, معنی سثئسهئل, معنی sensing, معنی اصطلاح sensing, معادل sensing, sensing چی میشه؟, sensing یعنی چی؟, sensing synonym, sensing definition,