{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
seal
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[باستان شناسی]
مهر
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهر و موم کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مُهر
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آب بند
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درزگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی ایمنی ]
نشت بند، عایق
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پلمب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پوشش دادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسدود کردن، عایق بندی، پلمپ کردن، آب بندی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهر، موم، نشان
معنی seal, معنی سثشک, معنی seal, معنی اصطلاح seal, معادل seal, seal چی میشه؟, seal یعنی چی؟, seal synonym, seal definition,
معنی self-enumeration
,
معنی (ssenelituf=)، عبثی، بی فایدگی، بیهوده گی، پوچی
,
ترجمه (ssenelituf=)، عبثی، بی فایدگی، بیهوده گی، پوچی
به انگلیسی,
معنی toxic shock syndrome
,
ترجمه toxic shock syndrome
به فارسی,
معنی lifetime
,
ترجمه lifetime
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی