{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
screen
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
غربالگری
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
صفحه نمایش
۲
۰
[توسط کاربر]
[مهندسی مواد و متالورژی]
نمایش دادن، آشکار کردن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
صفحه نمایش
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
نمایشگر
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایشگر
۱
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
نمايشگر، صفحه نمايش
۲
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
صفحه نمایش
۱
۰
[توسط مترجم]
[زبان شناسی]
صفحه نمایش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرده توری
معنی screen, معنی سرقثثئ, معنی screen, معنی اصطلاح screen, معادل screen, screen چی میشه؟, screen یعنی چی؟, screen synonym, screen definition,
معنی relatable
,
ترجمه relatable
به فارسی,
معنی scenarist
,
ترجمه scenarist
به فارسی,
معنی bioplastic
,
ترجمه bioplastic
به فارسی,
معنی AC load flow
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی