{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
residue
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۹
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ته مانده
۳
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
باقیمانده
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زیرواحد
۲
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
باقی مانده
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
پسماند
۱
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
امینواسید
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
پسمانده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
باقی ماندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تهماند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
باقی مانده، بقایا
معنی residue, معنی قثسهیعث, معنی residue, معنی اصطلاح residue, معادل residue, residue چی میشه؟, residue یعنی چی؟, residue synonym, residue definition,
معنی دوتایی
,
ترجمه دوتایی
به انگلیسی,
معنی قیام بر ضد انقلاب، انقلاب متقابل
,
ترجمه قیام بر ضد انقلاب، انقلاب متقابل
به انگلیسی,
معنی (ک.) مرد بیمعنی، دختر لاسی، پشم سبز، خسته کردن، از , ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه کار انداختن (در اثر زیاده روی)
,
ترجمه (ک.) مرد بیمعنی، دختر لاسی، پشم سبز، خسته کردن، از , ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه کار انداختن (در اثر زیاده روی)
به انگلیسی,
معنی سراسری
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی