{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
reporting
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
گزارش دهی
۱
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
گزارشگری
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
گزارشگری
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گزارش نویسی
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
گزارش دهی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گزارش
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گزارشگری
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تنظيم گزارش
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
رپورتاژ
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
گزارش گیری
معنی reporting, معنی قثحخقفهئل, معنی reporting, معنی اصطلاح reporting, معادل reporting, reporting چی میشه؟, reporting یعنی چی؟, reporting synonym, reporting definition,
معنی electrical power
,
معنی Time budget
,
ترجمه Time budget
به فارسی,
معنی be institutionalized
,
ترجمه be institutionalized
به فارسی,
معنی نظریه شاخص
,
ترجمه نظریه شاخص
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی