{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
reboot
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
راه اندازی مجدد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راهاندازی مجدد
۰
۰
[LinuxDic]
[... عمومی ...]
دوباره راه اندازی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
احیاء
معنی reboot, معنی قثدخخف, معنی reboot, معنی اصطلاح reboot, معادل reboot, reboot چی میشه؟, reboot یعنی چی؟, reboot synonym, reboot definition,
معنی Response Surface Methodology
,
ترجمه Response Surface Methodology
به فارسی,
معنی گوزن نر
,
ترجمه گوزن نر
به انگلیسی,
معنی در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل دراوردن، در معرضبودن , موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض نهاد، فاعل، مبتدا، شیی، موضوع، فرد، شخص، مبحث یا قرار دادن
,
معنی burr
,
ترجمه burr
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی