{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
raid
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
یورش آوردن، ورود ناگهانی پلیس به جایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حمله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حمله کردن/ تاختن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
یورش کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
یورش آوردن
معنی raid, معنی قشهی, معنی raid, معنی اصطلاح raid, معادل raid, raid چی میشه؟, raid یعنی چی؟, raid synonym, raid definition,
معنی put down
,
ترجمه put down
به فارسی,
معنی feminism
,
ترجمه feminism
به فارسی,
معنی asymptotic stability
,
ترجمه asymptotic stability
به فارسی,
معنی segregation of duties
,
ترجمه segregation of duties
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی