{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
radiography
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[دندانپزشکی ]
رادیوگرافی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ر...ی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عکسبرداری رادیو
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
رادیو گرافی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پرتونگاری
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
پرتونگارى
معنی radiography, معنی قشیهخلقشحاتغ, معنی radiography, معنی اصطلاح radiography, معادل radiography, radiography چی میشه؟, radiography یعنی چی؟, radiography synonym, radiography definition,
معنی borax
,
ترجمه borax
به فارسی,
معنی break
,
ترجمه break
به فارسی,
معنی computer center manager
,
ترجمه computer center manager
به فارسی,
معنی نازایی
,
ترجمه نازایی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی