{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
radiation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[زیبایی و سلامت]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
تابش
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرتو
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
اشعه
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تشعشع
معنی radiation, معنی قشیهشفهخئ, معنی radiation, معنی اصطلاح radiation, معادل radiation, radiation چی میشه؟, radiation یعنی چی؟, radiation synonym, radiation definition,
معنی wheelchair
,
ترجمه wheelchair
به فارسی,
معنی Knee
,
ترجمه Knee
به فارسی,
معنی Seasonality
,
معنی فیلتر با بستر یک گانه و دوگانه
,
ترجمه فیلتر با بستر یک گانه و دوگانه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی