{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
pulsed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تپش دار؛ ضربه ای؛ پالسی
معنی pulsed, معنی حعکسثی, معنی pulsed, معنی اصطلاح pulsed, معادل pulsed, pulsed چی میشه؟, pulsed یعنی چی؟, pulsed synonym, pulsed definition,
معنی shareless
,
ترجمه shareless
به فارسی,
معنی Startup
,
ترجمه Startup
به فارسی,
معنی کامنت
,
معنی خاک لس
,
ترجمه خاک لس
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی