{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
proximal
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۰
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
نزدیک
۱۱
۳
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پروگزیمال
۳
۱
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
Proximal margine
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
نزدیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پروکسیمل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نزدیک به مبدا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نزدیک طوقه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ابتدایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
نزدیک به مرکز، پروگزیمال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرکزی
معنی proximal, معنی حقخزهوشک, معنی proximal, معنی اصطلاح proximal, معادل proximal, proximal چی میشه؟, proximal یعنی چی؟, proximal synonym, proximal definition,
معنی nestling
,
ترجمه nestling
به فارسی,
معنی profit
,
معنی شکایت کردن
,
ترجمه شکایت کردن
به فارسی,
معنی slaughter house
,
ترجمه slaughter house
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی