{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
protoandry
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نر پیش رس
معنی protoandry, معنی حقخفخشئیقغ, معنی protoandry, معنی اصطلاح protoandry, معادل protoandry, protoandry چی میشه؟, protoandry یعنی چی؟, protoandry synonym, protoandry definition,
معنی giggle
,
ترجمه giggle
به فارسی,
معنی grassy
,
ترجمه grassy
به فارسی,
معنی (ر.) مقسوم علیه مشترک، بخشیاب مشترک
,
ترجمه (ر.) مقسوم علیه مشترک، بخشیاب مشترک
به انگلیسی,
معنی المثل، مثلا، همگونه دوست داشتن، مایل بودن، دل خواستن، نظیر بودن، بشکل , نظیر، همانند، متشابه، شبیه، همچون، بسان، همچنان هم شکل، هم جنس، متمایل، بهتساوی، شاید، احتمالا، فی , یا شبیه (چیزی یا کسی) بودن، مانند، مثل، قرین
,
ترجمه المثل، مثلا، همگونه دوست داشتن، مایل بودن، دل خواستن، نظیر بودن، بشکل , نظیر، همانند، متشابه، شبیه، همچون، بسان، همچنان هم شکل، هم جنس، متمایل، بهتساوی، شاید، احتمالا، فی , یا شبیه (چیزی یا کسی) بودن، مانند، مثل، قرین
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی