{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
prosecute
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
bring before a court; follow up; carry on
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
وکالت شاکی را به عهده گرفتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحت پیگرد قانونی
معنی prosecute, معنی حقخسثرعفث, معنی prosecute, معنی اصطلاح prosecute, معادل prosecute, prosecute چی میشه؟, prosecute یعنی چی؟, prosecute synonym, prosecute definition,
معنی bed maker
,
ترجمه bed maker
به فارسی,
معنی Biometric
,
ترجمه Biometric
به فارسی,
معنی relinquish
,
ترجمه relinquish
به فارسی,
معنی WestJet
,
ترجمه WestJet
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی