{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
prosecute
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
bring before a court; follow up; carry on
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحت پیگرد قانونی
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
وکالت شاکی را به عهده گرفتن
معنی prosecute, معنی حقخسثرعفث, معنی prosecute, معنی اصطلاح prosecute, معادل prosecute, prosecute چی میشه؟, prosecute یعنی چی؟, prosecute synonym, prosecute definition,
معنی disaffiliation
,
ترجمه disaffiliation
به فارسی,
معنی Plastic
,
ترجمه Plastic
به فارسی,
معنی محوطه باستانشناسی
,
ترجمه محوطه باستانشناسی
به انگلیسی,
معنی 0
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی