{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
proof
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
اثبات
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
اثبات
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
علامت
۱
۰
[توسط مترجم]
[علم اطلاعات و دانش شناسی ]
نمونه
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
ثبوت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اثبات، نشانه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دلایل و شواهد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
نسخه آزمایشی کتاب قبل از چاپ
۰
۰
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
پاراف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برهان
معنی proof, معنی حقخخب, معنی proof, معنی اصطلاح proof, معادل proof, proof چی میشه؟, proof یعنی چی؟, proof synonym, proof definition,
معنی greenhouse
,
معنی پست فطرت، خم کردن، محوردارکردن، دسته دار شدن، کج دسته محور، میل لنگ، بست زانویی، خم، پیچیدگی، ادم , کوک کردن
,
معنی Capacitance matrix
,
ترجمه Capacitance matrix
به فارسی,
معنی breaking point
,
ترجمه breaking point
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی