{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
progeny
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرزند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اولاد، اخلاف، دودمان، سلاله، فرزند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرزیند
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اخلاف
۰
۱
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
نسل
معنی progeny, معنی حقخلثئغ, معنی progeny, معنی اصطلاح progeny, معادل progeny, progeny چی میشه؟, progeny یعنی چی؟, progeny synonym, progeny definition,
معنی pretentious
,
ترجمه pretentious
به فارسی,
معنی womanizer
,
ترجمه womanizer
به فارسی,
معنی bond
,
ترجمه bond
به فارسی,
معنی Automaticity
,
ترجمه Automaticity
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی