{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
procrastination
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اهمال کاری
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
دفع الوقت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عقب انداختن کارها
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
اهمال کاری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عقباندازی/طفره رفتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به تعویق انداختن، امروز و فردا کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
طفره
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعلل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طفره رفتن
معنی procrastination, معنی حقخرقشسفهئشفهخئ, معنی procrastination, معنی اصطلاح procrastination, معادل procrastination, procrastination چی میشه؟, procrastination یعنی چی؟, procrastination synonym, procrastination definition,
معنی Polyposis
,
معنی لغو خرید
,
ترجمه لغو خرید
به انگلیسی,
معنی Off Of
,
ترجمه Off Of
به انگلیسی,
معنی کرجی باری یا ماهی گیری
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی