{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی probe در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۱۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[علوم پایه]
پروب
لایک۱۲ نپسندیدن۲
[توسط مترجم]
[شیمی]
پروب
لایک۱۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
پروب
لایک۵ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
کاوشگر
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
کاوشگر
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کاوش
لایک۰ نپسندیدن۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
ردیاب، کاوشگر، نشانگر
لایک۰ نپسندیدن۰
[504words]
[... عمومی ...]
جستجو
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ردیاب
لایک۰ نپسندیدن۰
[504words]
[... عمومی ...]
search into; examine thoroughly; investigate



معنی probe, معنی حقخدث, معنی probe, معنی اصطلاح probe, معادل probe, probe چی میشه؟, probe یعنی چی؟, probe synonym, probe definition,