{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
preexisting
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
از پیش موجود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیشین
معنی preexisting, معنی حقثثزهسفهئل, معنی preexisting, معنی اصطلاح preexisting, معادل preexisting, preexisting چی میشه؟, preexisting یعنی چی؟, preexisting synonym, preexisting definition,
معنی Blood Components
,
ترجمه -
به فارسی,
معنی پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روی پاشنه چرخیدن محور اصلی کار، نقطهاتکاء، رویچیزی چرخیدن، روی , محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مج.) عضو موثر
,
ترجمه پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روی پاشنه چرخیدن محور اصلی کار، نقطهاتکاء، رویچیزی چرخیدن، روی , محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مج.) عضو موثر
به انگلیسی,
معنی خوی اور، گرمابه، داروی عرق اور
,
ترجمه خوی اور، گرمابه، داروی عرق اور
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی