{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
precipitate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسوب کردن
۵
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی مواد و متالورژی]
رسوب
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تسریع کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ته نشین کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسوب شیمیایی، ناگهانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به بارآوردن، منجر شدن به چیز ناخوشایند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسوب گذاری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تسریع شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ناگهان سقوط کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسوبات
معنی precipitate, معنی حقثرهحهفشفث, معنی precipitate, معنی اصطلاح precipitate, معادل precipitate, precipitate چی میشه؟, precipitate یعنی چی؟, precipitate synonym, precipitate definition,
معنی cradle
,
ترجمه cradle
به فارسی,
معنی depot
,
ترجمه depot
به فارسی,
معنی ترجمه کتاب
,
معنی algorithm
,
ترجمه algorithm
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی