{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
practice
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
تمرین
۶
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تمرین
۴
۰
[توسط مشتری]
[علوم اجتماعی]
عمل
۴
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
شیوه
۲
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
رویه
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
تمرین کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
اقدام
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عملکرد
۳
۲
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
عمل
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
روال
معنی practice, معنی حقشرفهرث, معنی practice, معنی اصطلاح practice, معادل practice, practice چی میشه؟, practice یعنی چی؟, practice synonym, practice definition,
معنی cold-blooded
,
ترجمه cold-blooded
به فارسی,
معنی unicolor
,
ترجمه unicolor
به فارسی,
معنی Idol
,
ترجمه Idol
به فارسی,
معنی شهرستانی کردن، تبدیل باستان کردن
,
ترجمه شهرستانی کردن، تبدیل باستان کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی