{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
placed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[General]
[... عمومی ...]
نهاده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
هم رو
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
position
معنی placed, معنی حکشرثی, معنی placed, معنی اصطلاح placed, معادل placed, placed چی میشه؟, placed یعنی چی؟, placed synonym, placed definition,
معنی verifying
,
معنی bacterial
,
معنی twentieth
,
ترجمه twentieth
به فارسی,
معنی خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگی، شرایط خمیدگی، زانویی دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعی کردن گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن
,
ترجمه خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگی، شرایط خمیدگی، زانویی دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعی کردن گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی