{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
passport
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پاسپورت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گذرنامه، پاسپورت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Reisepass
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کلید، گذرنامه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
وسیله دخول
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تذکره
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گذرنامه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گذرنامه
معنی passport, معنی حشسسحخقف, معنی passport, معنی اصطلاح passport, معادل passport, passport چی میشه؟, passport یعنی چی؟, passport synonym, passport definition,
معنی adsorbed oxygen species
,
ترجمه adsorbed oxygen species
به فارسی,
معنی urethane dimethacrylat
,
معنی گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
,
معنی سنگ سنباده، سنباده زدن، سنبادهای
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی