{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
pantry
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آبدارخانه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آبدارخانه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انبارظروف، آبدارخانه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گنجه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انبار کوچک داخل محیط خانه که معمولا کوچک و برای انبار مواد غذایی استفاده میشه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
شربت خانه
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
دولاب
معنی pantry, معنی حشئفقغ, معنی pantry, معنی اصطلاح pantry, معادل pantry, pantry چی میشه؟, pantry یعنی چی؟, pantry synonym, pantry definition,
معنی minister
,
ترجمه minister
به فارسی,
معنی ascetic
,
ترجمه ascetic
به فارسی,
معنی full-blown; تمامعيار
,
معنی فتق بند اویختن، جفت کردن، گره زدن، دستهکردن، متمسک شدن بستن، بدار اویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، بسیخ کشیدن، بدار , کوک زن، بهم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر ,
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی