{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
owing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بهخاطر، بهدلیل
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مقروض
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بدهکار، لازم التادیه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به خاطرِ ...
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناشی از یا به دلیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدیون
معنی owing, معنی خصهئل, معنی owing, معنی اصطلاح owing, معادل owing, owing چی میشه؟, owing یعنی چی؟, owing synonym, owing definition,
معنی adventurous
,
ترجمه adventurous
به فارسی,
معنی boredom
,
ترجمه boredom
به فارسی,
معنی algorithmic language
,
ترجمه algorithmic language
به فارسی,
معنی aversive
,
ترجمه aversive
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی