{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ovular
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تخمکی
معنی ovular, معنی خذعکشق, معنی ovular, معنی اصطلاح ovular, معادل ovular, ovular چی میشه؟, ovular یعنی چی؟, ovular synonym, ovular definition,
معنی nomenclauture
,
ترجمه nomenclauture
به فارسی,
معنی پدیدارازخلال ابرها شدن(دریا)، ازخلال ابریا مهپدیدارشدن، ازدور نمودار , شدن، بزرگ جلوه کردن، رفعت، بلندی، جلوهگری از دور کارگاهبافندگی، دستگاهبافندگی، نساجی، جولایی، متلاطم ,
,
ترجمه پدیدارازخلال ابرها شدن(دریا)، ازخلال ابریا مهپدیدارشدن، ازدور نمودار , شدن، بزرگ جلوه کردن، رفعت، بلندی، جلوهگری از دور کارگاهبافندگی، دستگاهبافندگی، نساجی، جولایی، متلاطم ,
به انگلیسی,
معنی Palette
,
ترجمه Palette
به انگلیسی,
معنی Digitizer
,
ترجمه Digitizer
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی