{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
overdue
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[bbCustoms]
[... عمومی ...]
موعد گذشته، منقضی (دینی که می بایست ادا می شد ولی هنوز تأدیه نشده است)
۲
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عقب افتاده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منقضی شده؛ تاریخ گذشته؛ تاریخ انقضا رسیده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سر رسیده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دیرکرد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناتمام
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
موعد رسیده
معنی overdue, معنی خذثقیعث, معنی overdue, معنی اصطلاح overdue, معادل overdue, overdue چی میشه؟, overdue یعنی چی؟, overdue synonym, overdue definition,
معنی Outguess
,
ترجمه Outguess
به انگلیسی,
معنی بنفع، طرفدار (کلمه مقابل nocاست)، جنبه مثبت، له موافق، حرفهای، برای، بخاطر
,
ترجمه بنفع، طرفدار (کلمه مقابل nocاست)، جنبه مثبت، له موافق، حرفهای، برای، بخاطر
به انگلیسی,
معنی بانکداری
,
ترجمه بانکداری
به انگلیسی,
معنی interruptible energy
,
ترجمه interruptible energy
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی